ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )
930
تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )
اختلاف ميان كسانى كه پيرو هر يك از مذاهب مزبور بودند و به احكام آنها تمسك - داشتند جانشين اختلاف در نصوص شرعى و اصول فقهى گرديد و هر يك در تصحيح مذهب پيشواى خويش با ديگرى ببحث و جدل ميپرداخت و مناظراتى ميان پيروان مذاهب مزبور روى ميداد كه بر اصول صحيح و شيوههاى استوار متكى بود و هر كدام با آن اصول بر صحت مذهبى كه بدان متمسك بود و از آن تقليد ميكرد باستدلال ميپرداخت و اين مناظرات در كليهء مسائل شرعى و در تمام ابواب فقه جريان يافت از اين رو يك بار جدال و اختلاف ميان پيروان شافعى و مالك برميخاست و پيروان ابو حنيفه موافق يكى از آنها ميشدند و بار ديگر جدال ميان مالكيان و حنفيان پديد ميآمد و شافعيان با يكى از آنان همرأى ميشدند [ 1 ] و در اين مناظرات مآخذ پيشوايان مزبور و انگيزههاى اختلاف و مواقع اجتهاد ايشان بيان ميشد و اين گونه دانش را خلافيات ميناميدند و مناظره كننده ناگزير بود مانند مجتهدى به قواعدى كه ويرا باستنباط احكام رهبرى ميكرد ، آشنا باشد . با اين تفاوت كه مجتهد براى استنباط احكام بقواعد مزبور نيازمند است و مناظره كننده به منظور حفظ اين مسائل استنباط شده بدان قواعد نياز داشت تا مسائل استنباط شده را از دستبرد دلايل مخالف حفظ كند . و براستى اين شيوه براى شناختن مآخذ و ادلهء پيشوايان و تمرين كسانى كه در اين مقاصد بمطالعه ميپردازند براى استدلال بىشك دانش ثمربخش و پر ارزشى است . و تأليفات حنفيان و شافعيان در اين فن بيش از تأليفات مالكيان است ، زيرا چنان كه در فصول پيش دانستيم قياس در نزد حنفيان براى بسيارى از فروع مذهبشان يكى از اصول بشمار ميرود و به همين سبب اين فرقه صاحبنظر و اهل بحث و تحقيقاند ولى مالكيان بيشتر به اثر « خبر » اعتماد دارند و اهل نظر نيستند و گذشته از اين اكثر پيروان آن مذهب از مردم مغرباند كه باديهنشين ميباشند و بجز در موارد ناچيز
--> [ 1 - ) ] و گاهى اختلاف ميان شافعيان و حنفيان روى ميداد و مالكيان با يكى از آنان موافقت ميكردند . ( ك )